دوران بارداری

 

 

نمایش گاه عکس و نقاشی

 

      بازگشت به تاربرگ نخست

 

 

 

 

                

 

 

    

 

 

 

   

 

 

 

 

 

   
 
 

 

 

 

 

   
   
 

لالالالا گلم باشی               تو درمون دلم باشی
بمونی مونسم باشی           بخوابی از سرم واشی

 

 

      
 

 

گل سرخ منی زنده بمونی     

  ز عشقت می کنم من باغبونی
تو که تا غنچه ای بويی نداری  

   همين که گل شدی از ديگرونی

 

   
 

 

 

 

 

 

 

 

 

    

 

 

 

 

 

 

   

 

 

 

 

  

 

 

 

        

 

 

 

 

 

    

 

 

 

    
      

 

 

 

 

 

 

 

 
 

 

 

 

 

   

 

 

 

لالايی ها، نخستين شعرهای نانوشته ی زنان ایرانی 

 

 « لالايی» نخستين پيمان آهنگين و شاعرانه ای است که ميان مادر و کودک بسته می شود. رشته ای است،

 

  نامريی که از لب های مادر تا گوش های کودک می پويد و تاثير جادويی آن خواب ژرف و آرامی است که

 

  کودک را فرا می گيرد. رشته ای که حامل آرمان ها و آرزوهای صادقانه و بی وسواس مادر است و تکان های

 

  دمادم گاهواره بر آن رنگی از توازن و تکرار می زند. و اين آرزوها آنچنان بی تشويش و ساده بيان می شوند

 

  که ذهن شنونده در اينکه آنها آرزو هستند يا واقعيت، بی تصميم و سرگردان می ماند. انگار که مادر با تمامی

 

  قلبش می خواهد که بشود و می شود و حتا گاه خدا هم در برابر اين شدن درمی ماند. آهنگ لالايی ها نيز

 

  تناسب مستقيم با نوع گاهواره و وسعت تاب آن دارد و چون نوع گاهواره در شهرهای ايران مختلف است، از

 

  اين رو لحن زمزمه ی مادران نيز متناسب با آن متفاوت می شود. مثلا گاهواره هايی که در جنوب و نقاط

 

   مرگزی ايران برای خواباندن کودک بکار می رود، «ننو» نام دارد که بی گمان اين واژه از کلمه ی ننه گرفته

 

   شده [1] (چون گاهواره را مادر دوم کودک نيز می گويند.) ننوها را می بندند. چنان که يک لالايی ملايری هم

 

   می گويد :

لالالالا کنم ايواره وختی         للوته بونم، شاخ درختی

   شعر های لالايی ها اگرچه بسيار ساده است و گاهگاهی هم از وزن و قافيه خارج می شود، اما از نظر

  درون مايه ی احساسی بسيار غنی و همواره حامل آرزوهای دور و نزديک مادر است و از نظر مضمون نيز

  چندان بی زمينه نيست، بطور کلی لالايی ها را می توان به شيوه ی زير دسته بندی کرد :

    1 . لالايی هايی که مادر آرزو می کند کودکش تندرست بماند و او را به مقدسات می سپارد : 

لالالالا که لالات می کنم من       نگا (=نگاه ) بر قدوبالات می کنم من
لالالالا که لالات بی بلا باد        نگهدار  شب  و  روزت  خدا  باد  !

 2 . لالايی هايی که مادر آرزو می کند، کودکش بزرگ شود، به ملا برود، و با سواد شود :                          

لالالالا عزيز ترمه پوشم            کجا بردی کليد عقل و هوشم
لالالالا که لالات بی بلا باد        خودت ملا، قلمدونت طلا باد !

   3 . لالايی هايی که مادر آرزو می کند کودکش به ثمر برسد :      

   لای لای دييم ياتونجه           گؤ زلرم آی باتونچه
(= لالايی می گويم تا به خواب روی   ادامه می دهم تا ماه فرو رود)
سانه رم الدوز لری              سن حاصله يتوننچه
(= و ستاره ها را می شمارم     تا تو بزرگ شوی و به ثمر برسی) 

 

   4. لالايی هايی که مادر در آنها به کودک می گويد که با وجود او ديگر بی کس و تنها نيست :

الا لا لا تو را دارم               چرا از بی کسی نالم ؟
الا لالا زر در گوش              ببر بازار مرا بفروش
به يک من آرد و سی سير گوش (= گوشت)

 

    5 . لالايی هايی که مادر آرزو می کند کودکش - چه دختر و چه پسر - بزرگ شود و همسر بگيرد و او

     عروسی اش را ببيند :

لايلاسی درين بالا          يو خو سو شيرين بالا
(= کودک نازم که لالايت سنگين است       خوابت شيرين است)
تانريدان عهد يم بودو       تو يو نو گؤ روم بالا
(= با خدا عهد کرده ام که      عروسی تو را ببينم)

   گاه در اين دسته از لالايی ها رگه هايی از حسرت و رشک ورزی به چشم می خورد :

گل سرخ منی زنده بمونی           ز عشقت می کنم من باغبونی
تو که تا غنچه ای بويی نداری       همين که گل شدی از ديگرونی

 

   6 . لالايی هايی که مادر آرزو می کند هنگامی که کودکش بزرگ شد قدرشناس زحمات او باشد :

 لای لای د يم آد يوه      تاری يتسون داد يوه
(=لالايی گفتم به نام تو      خداوند ياور و داد رس تو باشد)
بويو ک اولسان بيرگون سن   منی سالگين ياد يوه
(روزی که بزرگ شدی    زحمات مرا به ياد آوری)

   

  اما خود پيشاپيش می داند که کودک فراموش خواهد کرد :    

  لالاييت می کنم با دس (= دست) پيری         که دسّ مادر پيرت بگيری
لالاييت می کنم خوابت نمياد                    بزرگت می کنم يادت نمياد

 

     7. لالايی هايی که مادر در آنها از نحسی کودک و از اينکه چرا نمی خوابد گلايه می کند. اين لالايی ها گاه

      لحنی ملامت بار و گاه عصبی و گاه طنز آميز دارد :  

لالالالا گلم باشی               تو درمون دلم باشی
بمونی مونسم باشی           بخوابی از سرم واشی

 

  و یا

 

لالالالا گل پسته            شدم از گريه هات خسته ...

     گاهی در اين دسته از لالايی ها، مادر پای «لولو» را هم به ميان می کشد و از او کمک می گيرد.

   روانشناسی اين دسته از لالايی ها بسيار جالب است، چون مادر با شگردی که به کار می گيرد، لولو را از

   بچه می ترساند، نه بچه را از لولو ! و در ضمن يک اعتماد به نفس لفظی هم به کودک می دهد. مثلا می

  گويد :

  « لولو برو ! بچه ی ما خوب است. می خوابد.» يا « تو از جان اين بچه چه می خواهی ؟ اين بچه پدر دارد و دو

  شمشير بر کمر دارد.» و خلاصه چنين است و چنان :

لالالالالالالايی            برو لولوی صحرايی
برو لولو سياهی تو     برو سگ، بی حيايی تو
که رود من پدر داره      دوخنجر بر کمر داره
دو خنجر بر کمر هچّی     دو قرآن در بغل داره

لالالالا گل زيره            چرا خوابت نمی گيره ؟
به حق سوره ی ياسين        بيا يه خو تو را گيره
                        (= بيايد خواب و تو را فرا گيره)

و یا

برو لولوی صحرايی         تو از روُدم چه می خواهی؟
که رود من پدر داره            کلام  الله  به  بر  داره

نمونه ای دیگر

لالالالا گل چايی             لولو ! از ما چه می خواهی؟
که اين بچه پدر داره             که خنجر بر کار داره

   8. در دسته ی ديگری از لالايی ها مادر افزون بر آنکه کودک را با کلام ناز و نوازش می کند، لالايی را به نام

         او مُهر می زند :

لالالالا گلم باشی         انيس و مونسم باشی
بيارين تشت و آفتابه     بشورين روی شهزاده
که شاهزاده خداداده      همون اسمش خداداده

 

   9 . دسته ای از لالايی ها واگويه ی داستان کوتاهی است، از اين رو طولانی تر از يک لالايی کوتاه چهار

    خطی است :

  لالالالا گل نسری (= نسرين) / کوچه م (به کوچه ام) کـَردی درو بسّی (= بستی) / منم رفتم به خاک بازی /

  دو تا هندو مرا ديدن / مرا بردن به هندسون / به سد نازی بزرگم کرد / به سد عشقی عروسم کرد / پسر

  دارم ملک جمشيد / دختر دارم ملک خورشيد / ملک جمشيد به شکاره / ملک خورشيد به گهواره / به گهواره

  ش سه مرواری (مرواريد) / کمربندی طلا کاری / بيا دايه، برو دايه / بيار اين تشت و آفتابه / بشور اين روی

  مهپاره / که مهپاره خداداده

  گاهی اين لالايی های داستان گونه ای، زمينه ی مذهبی دارند :

  لالالالا - ی - لالايی / شبی رفتم به دريايی / درآوردم سه تا ماهی / يکی اکبر، يکی اصغر / يکی داماد پيغمبر

 

  / که پيغمبر دعا می کرد / علی ذکر خدا می کرد / علی کنده در خيبر / به حکم خالق اکبر

  

   

   10 . بسياری از لالايی ها از نظر جامعه شناسی ارزشی ويژه دارند. مثلا در بيشتر لالايی ها مادر ضمن

    نوازش کودک و مانند کردن او به همه ی گل ها - حتا گل قالی !- به اين اشاره دارد که پدر کودک بيرون از

    خانه است :

 

لالالالا گل نازی         بابات رفته به سربازی
لالالالا گل نعنا           بابات رفته شدم تنها
لالالالا گل پسته         بابات رفته کمر بسته
لالالالا گل خاشخاش    بابات رفته خدا همراش
لالالالا گل پسته         بابات بار سفر بسته
لالالالا گل کيشميش    بابات رفته مکن تشويش

و یا

لالالالا گل قالی         بابات رفته که جاش خالی
لالالالا گل زيره         بابات  رفته  زنی  گيره

   یا در اين لالايی که مادر شادمانی خود را از آمدن مرد خانه به کودک ابلاغ می کند :       

   لالالا گل سوسن       بابات اومد چش ام روشن

   11. بعضی از لالايی ها - بی آنکه عمدی در آن به کار رفته باشد - اشاره ی واضح به روابط بازرگانی دوره ی

     خود دارد :

لالا لالا ملوس مل مل       که گهوارت چوب صندل
لحافت چيت هندستون     که بالشتت پَر سيستون
لالا ای باد تابستون          نظر کن سوی هندستون
بگو بابا عزيز من              برای رودم کتون بستون

   دکتر باستانی پاريزی در مورد اين لالايی کرمانی می گويد :

  «اين ترانه، اشاره ی جالبی دارد به کالايی که از سيستان به کرمان آمده و آن پر قوست. سيستان به علت

  وجود هيرمند و درياچه ی هامون، مرکز تجمع قو و مرغابی و پرندگان ديگر دريايی بود و سال ها مردم

  سيستان علاوه بر حصير بافی از جگن، کالای عمده ای را که صادر می کردند پر بود و اين پر از طريق راه

  ميان بُر ميان سيستان و خبيص (شهداد کنونی) حمل می شد.»

 

    12.  بعضی از لالايی ها به موقعيت جغرافيايی شهر و خانه ی کودک اشاره می کند. مانند لالايی زير از

  اورازان که نکته ای فلسفی را نيز در خود پنهان دارد و مادر ضمن خواندن آن به کودک هشدار می دهد که

  عمر به شتاب آب روان می گذرد :   

بکن لالا ، بکن جون دل مو (= من)          شمال باغ ملا، منزل مو
شمال باغ ملا نخلسونن(= نخلستان است)   که عمر آدمی آب روو نن (= روان است)

 

   13. در بعضی از لالايی ها که از مفهوم عميق و زيبايی سرشارند، مادر آنگونه با کودک گهواره ای خود درد

  دل می کند و از غم ها و نگرانی های خود به او می گويد که انگار با يک آدم بزرگ روبروست. مانند لالايی زير

  که نشانگر آن است که پدر مرده و فرزند روی دست مادر مانده. در اين لالايی مادر از اندوه اين عشق از

  دست رفته و از تنهايی ناگزيرش برای کودک شِکوه می کند. اين لالايی با تمامی لطافتی که دارد بيان گر يک

  زندگی به بن بست رسيده است :

 

گلم از دس (= دست) برفت و خار مونده      به من جبر و جفا بسيار مونده
به دستم مونده طفل شيرخواری                 مرا اين يادگار از يار مونده ...

    

    يا اين لالايی ديگر که از بی وفايی ها و تنگناها حکايت دارد :

 

لالالالا عزيزم ، کبک مستم              ميون هرچه بود دل بر تو بستم
لالالالا که بابات رفته اما                من بيچاره پابند تو هستم ...

    14. بسياری از لالايی های کردی، بلوچی، آذری و ديگر نقاط ايران به سبب گويش محلی خود نگهدارنده ی

  زبان سرزمين خود هستند و واژگان و اصطلاحاتی که در آنها به کار رفته قابل درنگ است. اين لالايی ها اگر با

  گويش خود خوانده شوند حال و هوای پر شوری به دست می دهند و برگردان آنها نيز تا حد گيج کننده ای

  زيبا است از قبيل اين لالايی بلوچی که تکرار ترجيع بند «... در خواب خوش فرو روی »  آن را دلنشين تر

   می کند :

لولی لول ديان لعل ءَ را          (من فرزند همانند) لعل خود را  لالايی می دهم
لکّ مراد کسان سالءَ را         (چون برای او) صدها هزار آرزو دارم ، و (او هنوز) کودک است
لولی لول ديان تراوشين واب      تو را لالايی می دهم (تا) در خواب خوش فرو روی
وشّين واب منی دراهين جان      خواب خوش (ببينی و) جان سالم من (فدای تو باد !) ای همه ی وجودم

لولی لول ديان تراوشين واب        تو را لالايی می دهم (تا) در خواب خوش فرو روی
لکّ مراد کسان سالءَ را          (چون برای او) صدها هزار آرزو دارم، و (او هنوز) کودک است
دردپين شکر گال ءَ را              (لعل من) دهان دُر گونه دارد و سخنانی شکر وار دارد
لکّ مراد کسان سالءَ را           (چون برای او) صدها هزار آرزو دارم، و (او هنوز) کودک است
وش بواين ز باد مالءَ را           (لعل من) مثل زباد بوی خوش می دهد
بچّ گون خدايی دادان               فرزندم هديه ی خداوند است
من اچ خالقءَ لولو کون           و من از خداوند تنها خواهان اوهستم ...

   

  دريغم می آيد که از کنار اين لالايی ناخوانده بگذريم پس نوشتار را با يادآوری بخشی کوتاهی از آن به پايان

   می بريم :

  سوزنم شعاع خورشيد و            نَخَم رشته ی بارون
   از حرير صبح روشن                 می دوزم پيرهن الوون
  واسه تو بچه ی شيطون            لالالالا                          
  لالالالا                                   پيشونيت آينه ی روشن
  دوتا چشمات،                         دو تا شمعدون
  بسه مهتاب تو ايوون                 ديگه چشمات و بخو ابون
  لالالالا                                   لالالالا  

پيرايه يغمايی    

 

    

         لالایی لالایی نازنینم لالا                          تا می خوابی یک فرشته می آد از اون بالا  

       خیلی مهربونه، پیش تو می مونه               دستتو می گیره ، تو رو می خندونه

               پیمان جوکار    

 

    

لالالالا که لالات می کنم من 

 نگابر قدوبالات می کنم من
لالالالا که لالات بی بلا  باد    

    نگهدارشب و روزت خدا باد  !

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

            

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

        

 

 

 

 

  بازگشت به تاربرگ نخست

 

 

 

   

1. تاريخ ادبيات کودکان ايران (ادبيات شفاهی و دوران باستان) جلد اول، محمد هادی محمدی و زهره قايينی - نشر چيستا - تهران 1380.
2. ترانه و ترانه سرايی در ايران - محمد احمد پناهی«پناهی سمنانی» - انتشارات سروش - چاپ اول 1376.
3. ترانه های ملی ايران - پناهی سمنانی - ناشر مؤلف - چاپ دوم زمستان 1368.
4. فرهنگ عاميانه ی مردم ايران - صادق هدايت - به کوشش جهانگير هدايت - نشر چشمه تهران - چاپ سوم - پاييز 1379.
5. کتاب کوچه (جامع لغات، اصطلاحات، تعبيرات، ضرب المثل های فارسی) - حرف ب، دفتر اول - احمد شاملو - انتشارات مازيار- تهران 1378.
6. گذری و نظری در فرهنگ مردم - سيد ابوالقاسم انجوی شيرازی - انتشارات اسپرک - تهران - چاپ اول - پاييز 1
371.

 

 

                                                               دانش خود را با دیگران در میان بگذار . این تنها راه جاودانگی است . دالایی لاما

اطلاعات این تارنما صرفا برای اهداف آموزشی است و جنبه تشخیصی و درمانی ندارد. در صورت نیاز ، برای دریافت اطلاعات تخصصی ، تشخیصی و درمانی با گروه مامایی مشاور خودتان تماس بگیرید . بکارگیری مطالب تارنما با ذکر نام تارنما بلا مانع است زیرا  زکات دانش، نشر آن است.                                                                                              ن . شیرآقایی